پنهانی

ساقیا ته استکان هایت نمیگیرد مرا 

لطف کن از دور بعدی پیک لیوانی بریز 

نه شراب روس می خواهم ، نه جنس ارمنی 

از همین سگ مزه های تلخ ایرانی بریز 

از شراب تلخ مرد افکن که حافظ گفته بود 

یا از آنهایی که تنها خود تو می دانی بریز

حنجر داودی ات را تاب خواندن گر نماند

لا اقل "می "را به آیین سلیمانی بریز 

آنچنان مست و خرابم کن که گر خیام هم 

دید بنشیند یک امشب را به مهمانی بریز

شیخ صنعا خرقه رهن خانه خمار داشت 

من ندارم حرفه ای ، اما تو سلطانی بریز 

سامری باش امشب از دیوان سعدی بت بساز 

بی خبر از طور و از موسای عمرانی بریز 

خام باشد یا خم صدساله ، پیک شادی است

هفت خط اش پرکن آواز شجریانی بریز

گرچه خاموش است شب و داروغه رفته به خواب 

لیک ایران است اینجا ، هیس پنهانی بریز